X
تبلیغات
جملات الهام بخش از...
تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | 9:20 | نویسنده : مهتاب
کاش وقت دگری او می مرد ، دردا ، دردا
سخن از مرگ زمان دگری می شد گفت : فردا ، فردا
پله های روز ها را نرم و لغزان می خزیم ،
بار مرگ ناگزیری را به آخر می بریم .
این همه دیروز هایی کر پی هم بوده اند ،
مرگ را همچون سبک مغزان نشانگر بوده اند .
زندگی ، ای شمع کوچک ! شعله ات پاینده نیست ،
تا رسد صبحی ز ره ، نورت به شب زاینده نیست .
زندگی یک سایه ی لغزنده است ،
زندگی بازیگری بازنده ست :
اضطرابش روی صحنه آشکار ،
ساعتی دیگر نماند بر قرار .
زندگی چون قصه ی دیوانه ای ست ،
پر هیاهو ، پوچ و چون افسانه ای ست

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | 9:19 | نویسنده : مهتاب
شکوه دنيوی همچون دايره‌ای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده می‌شود و سپس در نهايت بزرگی هيچ می‌‌شود....



تاريخ : سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 | 16:8 | نویسنده : مهتاب
بسیاری از افراد فکر می‌کنند غذاهای سالم یعنی غذاهای بسیار کم چرب؛ اما این تصور اشتباه است. اولاً، بسیاری از غذاهای کم چرب، غذاهای سالمی نیستند. مثلاً اگر ماست کم‌چرب، اسنک‌ها و غذاهای آماده پر از نمک، قند و برخی افزودنی‌های دیگر باشند، با وجود کم چرب بودن، بسیار مضر خواهند بود. در ضمن تمام چربی‌ها مثل هم نیستند و برخی از آن‌ها واقعاً برای بدن ما مفیدند؛ مثلاً چربی‌های تک اشباعی موجود در آووکادو،روغن زیتون و آجیل‌ها برای کاهش وزن، سلامت قلب و کاهش کلسترول بدن هستند. هنگام مقایسه غذاها با یکدیگر، بهتر است اول به نوع چربی موجود در آن‌ها و اینکه چقدر ارزش غذایی دارند، فکر کنید و بعد به مقدار چربی موجود در آن‌ها.

هر چه طبیعی‌تر، سالم‌تر

اینکه هر چه غذا طبیعی‌تر باشد، سالم‌تر است، درست نیست. همین غذاهای طبیعی نیز نباید از قند، نمک و چربی‌های اشباع شده انباشته باشند. خوردن غذاهای طبیعی در حد امکان توصیه می‌شود؛ اما هنگام استفاده از آن‌ها نیز مواد تشکیل دهنده‌شان را چک کنید تا مطمئن شوید به همان اندازه که به نظر می‌رسند، سالم هستند یا خیر.

سیب‌زمینی‌ها بهترین انتخاب

با تأکیدی که این روزها بر خوردن بیشتر میوه‌ها و سبزیجات می‌شود، بیشتر مردم فکر می‌کنند یکی از بهترین انتخاب‌ها در این زمینه سیب‌زمینی است؛ در حالی که چیپس‌ها از همین سیب‌زمینی تهیه می‌شوند و به هیچ وجه مصرف آن‌ها توصیه نمی‌گردد. بله حقیقت این است که سیب‌زمینی بهترین انتخاب نیست. با آنکه سرشار از فیبر، ویتامین‌های B و پتاسیممی‌باشد، آن را جزء غذاهای پرنشاسته می‌دانند، نه میوه‌های بسیار سالم. برای آنکه به رژیم غذایی خود سبزیجات بیشتری بیفزایید، بهتر است به جای سیب‌زمینی پخته معمولی از سیب‌زمینی شیرین استفاده کنید.

میوه‌های تازه؛ تنها گزینه

خوشبختانه روش‌های دیگری نیز برای مصرف میوه‌ها و بهره‌مندی از خواص آن‌ها وجود دارد. در حالی که مصرف میوه‌های تازه به شدت توصیه می‌شود (چرا که هم باعث احساس سیری و هم تأمین سلامت بیشتر می‌شوند)، می‌توانید از آن‌ها به صورت‌های دیگر نیز استفاده کنید؛ مثل آب‌میوه‌ها، میوه‌های خشک، میوه‌های فریز شده، کنسروی و حتی دسرهای میوه.
درست است که این مواد نمی‌توانند جای غذا و میوه‌های تازه را بگیرند و زیاده‌روی در مصرف آن‌ها حتی می‌تواند باعث چاقی و خطرات دیگر شود، اما بسیاری از ویتامین‌ها و املاح مورد نیاز بدن را تأمین می‌کنند. پس می‌توانید در مواقعی که دسترسی به میوه تازه ندارید و یا منع مصرف از میوه‌های معمولی را دارید، به صورت منطقی از آن‌ها استفاده کنید.

عدم تحمل غذاها همان حساسیت غذایی است

بسیاری از مردم حساسیت غذایی را همان عدم تحمل غذایی می‌دانند؛ اما این دو یکی نیستند. بسیاری از افراد که معتقدند حساسیت غذایی دارند، در واقع دچار عدم تحمل غذایی هستند. با اینکه حساسیت غذایی شیوع کمی در میان مردم دارد، تأثیر آن بسیار زیاد است و سیستم دفاعی بدن را نیز درگیر می‌کند. علائم حساسیت غذایی بسیار شدید و حتی گاه خطرناک است. اما عدم تحمل غذایی، در اصل دستگاه گوارش را درگیر می‌کند، یعنی دستگاه گوارش هضم برخی غذاها را به سختی انجام می‌دهد. این عارضه هر چقدر هم که ایجاد ناراحتی کند، سلامت و زندگی فرد را تهدید نمی‌کند.

شکر قهوه‌ای سالم‌تر از شکر سفید

بسیاری از مردم به اشتباه فکر می‌کنند که شکر قهوه‌ای نیز همانند برنج قهوه‌ای و نان قهوه‌ای سالم‌تر از نوع سفید آن می‌باشد؛ اما این تصور کاملاً اشتباه است. البته شکر قهوه‌ای مقدار کمی املاح در خود دارد، اما این مقدار آنقدر جزئی است که در واقع هیچ منفعتی از آن‌ها نصیب شما نمی‌شود. شکر قهوه‌ای نیز مثل شکر سفید است؛ با همان مقدار کالری و همان خطرات. همان خطراتی که شکر سفید دارد، شکر قهوه‌ای نیز دارد؛ مثل بیماری‌های قلبی، خرابی و از بین رفتن دندان‌ها، چاقی و …

غلات صبحانه؛ صبحانه ایده‌آل

این طرز فکر کاملاً اشتباه است. شکر استفاده شده در مواد غذایی بسته‌بندی شده که از غلات تهیه می‌شوند، بسیار بالاست؛ حتی در سالم‌ترین برندها.
بر اساس پژوهش‌ها، فقط یک صدم برندهایی که محصولات غذایی حاوی غلات تهیه می‌کند، به مقدار سالم چربی قند و نمک دارند. بله کاملاً درست است که بسیاری از این غلات حاوی ویتامین‌ها و املاح معدنی هستند، اما اگر بتوانید این مواد مغذی را از طریق مواد طبیعی به دست آورید، بسیار بهتر است. مثلاً جو، نان و تخم‌مرغ بخورید. این انتخاب‌ها برای صبحانه ایده‌آل‌ترند.

هوس خوردن = کمبود

یکی از بزرگ‌ترین سوء تفاهم‌ها در مورد هوس خوردن غذا این است که بدن دچار کمبود آن شده و باید هر چه زودتر برطرف شود. در این رابطه باید گفت، هوس خوردن چیزی فقط مربوط به فکر و ذهن خود می‌شود. اغلب مردم وقتی که هوس خوردن چیزی می‌کنند، با سالم بودن و خاصیت آن کاری ندارند. مثلاً معمولاً بیشتر ما هوس خوردن پیتزا و برخی غذاهای فست‌فودی را می‌کنیم و هیچ ارتباطی بین این موضوع و کمبود مواد مغذی در بدن وجود ندارد. هوس خوردن غذاهای شیرین، پر شکر و پر از چربی‌های اشباع‌شده نه تنها به سلامتی

تاريخ : دوشنبه سی ام آبان 1390 | 10:8 | نویسنده : مهتاب
....................



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 | 10:22 | نویسنده : مهتاب
زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند.

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 | 9:33 | نویسنده : مهتاب
.....................................



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 | 8:56 | نویسنده : مهتاب
..................................

تاريخ : سه شنبه دهم آبان 1390 | 10:22 | نویسنده : مهتاب
به  لب­هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده­اند.

تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 10:22 | نویسنده : مهتاب
موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند!

تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 10:20 | نویسنده : مهتاب
صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند.

تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 10:0 | نویسنده : مهتاب

چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد.

 



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | 9:22 | نویسنده : مهتاب

در مقابل آتش عشق سرمای کشنده ی ترس از بین می رود .



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | 9:18 | نویسنده : مهتاب

در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهکده ای نزدیک شهر استرتفورد در ایالت واریک انگلستان زارعی موسوم به ریچارد شکسپیر زندگی می کرد. یکی از پسران او به نام "جان" در حدود سال 1551 به شهر استرتفورد آمد و در آنجا به شغل پوست فروشی پرداخت و "ماری آردن" دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید . ماری در 26 آوریل 1564 پسری به دنیا آورد و نامش را "ویلیام" گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال ، شوخ و شیطان شد ، به مدرسه رفت و مقداری لاتین و یونانی فرا گرفت . ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند . برخی می گویند اول شاگرد قصاب شد و چون از دوران نوجوانی به قدری به ادبیات دلبستگی داشت که معاصرین او نقل کرده اند ، در موقع کشتن گوساله خطابه می سرود و شعر می گفت

در سال 1582 موقعی که هجده ساله بود ، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام "آن هثوی" از دهکده مجاور شد و با یکدیگر عروسی کردند و به زودی صاحب سه فرزند شدند . از آن زمان زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد و به قدری تحت تأثیر هنرپیشگان و هنر نمایی آنان قرار گرفت که تنها به لندن رفت تا موفقیت بیشتری کسب کند و بعداً بتواند زندگی مرفه تری برای خانواده خود فراهم نماید

پس از ورود به لندن به سراغ تماشاخانه های مختلف رفت و در آنجا به حفاظت اسبهای مشتریان مشغول شد ولی کم کم به درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح نمایشنامه های ناتمام پرداخت و کمی بعد روی صحنه تئاتر آمد و نقشهایی را ایفا کرد . بعدا وظایف دیگر پشت صحنه را به عهده گرفت . این تجارب گرانبها برای او بسیار مورد استفاده واقع شد و چنان با مهارت کارهایش را پیگیری کرد که حسادت هم قطاران را برانگیخت

در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه ای محترم و محبوب تلقی نمی شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند ، آن را مخالف شئون خویش می دانستند . تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می دادند

در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال 1594 دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در 1597 اولین کمدی خود را به نام "تقلای بی فایده عشق" در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعد نمایشنامه های او مرتباً تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می آمد

الیزابت در سال 1603 زندگی را بدرود گفت، ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه ای نسبت به شکسپیر نشد . جیمز اول به شکسپیر و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد . نمایشنامه های او در تماشاخانه "گلوب" که در ساحل جنوبی رود تیمز قرار داشت ، بازی می شد. بهترین نمایشنامه های شکسپیر درهمین تماشاخانه گلوب به اجرا درآمد . هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می آمدند تا شاهد اجرای آثار شکسپیر توسط گروه پر آوازه " لرد چیمبرلین" باشند . اهتزاز پرچمی بر بام این تماشاخانه نشان آن بود که تا لحظاتی دیگر اجرای نمایش آغاز خواهد شد . در تمام این سالها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر - چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر- کار می کرد . این گروه، علاوه بر آثار شکسپیر، نمایشنامه هایی از سایر نویسندگان و از جمله آثار "کریستوفر مارلو" ی گمشده و نویسنده نو پای دیگر به نام "جن جانسن" را نیز به اجرا در می آورند ، اما احتمالا آثار استاد "ویلیام شکسپیر" بود که بیشترین تعداد تماشاگران را به آن تماشاخانه می کشید

این تماشاخانه به صورت مربع مستطیل دو طبقه ای ساخته شده بود ، که مسقف بود ولی خود صحنه از اطراف دیواری نداشت و تقریباً در وسط به صورت سکویی ساخته شده بود و به ساختمان دو طبقه ای منتهی می گشت که از قسمت فوقانی آن اغلب به جای ایوان استفاده می شد

شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال 1613 در ضمن بازی نمایشنامه "هانری هشتم" سوخت و سال بعد بار دیگر افتتاح شد ، که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت ، چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود . احتمالا شکسپیر در سال 1610 یعنی در 46 سالگی دست از کار کشید و به استرتفرد بازگشت ، تا درآنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد . چرا که حالا دیگر کم و بیش آنچه را که در همه آن سالها در جستجویش بود به دست آورده بود. نمایش نامه هایی که در این دوره از زندگیش نوشته " زمستان" و " توفان" هستند که اولین بار در سال 1611 به اجرا در آمدند
در آوریل سال 1616 شکسپیر چشم از جهان بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان خود و تمام مردم دنیا بجا گذاشت . آرمگاه او در کلیسای شهر استرتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او با وضع اولیه خود همیشه زیارتگاه علاقمندان به ادبیات بوده و هر سال در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می گردد



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | 9:16 | نویسنده : مهتاب
*هر گاه که سوگند ها را می شکنید خود را به ناپاکی می آلایید .

ویلیام شکسپیر



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | 9:15 | نویسنده : مهتاب
عشق ، در واقع عذاب است، ولی محروم بودن از عشق مرگ است

ویلیام شکسپیر



تاريخ : سه شنبه چهاردهم تیر 1390 | 11:23 | نویسنده : مهتاب
 عشق قویترین سپاه است زیرا در یک لحظه بر قلب و بر مغز و بر جسم حمله می کند

ولتر



تاريخ : چهارشنبه یکم تیر 1390 | 10:30 | نویسنده : مهتاب
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

دکتر علی شریعتی



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 | 16:54 | نویسنده : مهتاب

هیچ چیز مانند احسان انسان را سیر نمی کند.

ارسطو



تاريخ : چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 | 9:30 | نویسنده : مهتاب

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

دکتر علی شریعتی



تاريخ : شنبه هفتم خرداد 1390 | 10:24 | نویسنده : مهتاب

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دکتر علی شریعتی



تاريخ : چهارشنبه چهارم خرداد 1390 | 9:18 | نویسنده : مهتاب
یکی از شگفتی های وجود انسان این است که می تواند برای هر واقعه چنان اهمیتی قائل شود که نیرو بخش و یا نابود کننده باشد. رابینز

تاريخ : شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 | 9:27 | نویسنده : مهتاب

فراموش نکنید که در انتظار معجزه باشید زیرا که خود نیز یکی از معجزات هستید.

رابینز



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 | 10:23 | نویسنده : مهتاب



اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟ 

           کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟ 

                            چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ 

  آری... 

بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود

>>دکتر علی شریعتی<<



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 | 9:25 | نویسنده : مهتاب

خدایا کفر نمی گویم 

پریشانم 

چه می خواهی تو از جانم

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی 

خداوندا

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی  

لباس فقر پوشی 

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی  

و شب ، آهسته و خسته 

تهی دست و زبان بسته 

به سوی خانه باز آیی 

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟ 

خداوندا

اگر در روز گرما خیز تابستان 

تنت بر سایه دیوار بگشایی 

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری 

و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی 

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد 

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟ 

خداوندا

اگر روزی بشر گردی  

زحال بندگانت با خبر گردی  

پشیمان می شوی از قصه خلقت 

از این بودن ، از این بدعت 

خداوندا تو مسئولی  

خداوندا

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است  

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.  

<< دکتر علی شریعتی >> 



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 | 13:27 | نویسنده : مهتاب

زن عشق می کارد و کینه درو می کند...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود  ، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ... 

<< دکتر علی شریعتی >>

 



  • قالب وبلاگ